استاد درلژیون فرمودند:
ترس از مشارکت ، ترس از پله کم کردن، ترس از شربت و... اکثر سفر اولیها این ترس را دارند ولی بیان نمی کنند تا راهکار آن را بیاموزند.من یک سوال دارم عزیزان شما هر کدام دارای چند ماه سفر می باشید 2 یا 4 یا 8 و... در این چند ماه سفر کدام یک از حرف های راهنما یا نشریات یا صحبت های آقای مهندس اشتباه بوده است؟
اگر بوده است بگویید! آیا وقتی پله کم کردید اتفاقی برایتان افتاد؟ حالتان بهم ریخت؟ آیا نشئگی شما بیشتر نشد؟
آیا وسوسه داشتید؟
حال با توجه به این موضوعات که شما می دانید صحبت ها درست بوده است پس چرا هنوز ایمان کامل به کنگره و روش DST پیدا نکرده اید؟ اگر ایمان داشته باشید که روش کاملاً درست است ترس خود به خود از بین می رود.
بروید و از سفر دومی ها سوال کنید که آیا آن زمان که مصرف کننده بودند بیشتر احساس نشئگی داشتند یا الان که رها شده اند؟ پس بدانید راه درست است.
به درون خود بروید و ببینید ایراد از کجاست؟! آیا روی برنامه نیستید؟یا هنوز نمی خواهید درمان شوید و تفکرتان مشکل دارد؟ یا شربت را سر ساعت مصرف نمی کنید؟ انسان اصولاً تا یک لذت بالاتر را تجربه نکند از یه لذت دست نمی کشد. برای همین از تریاک روی شیره می رود.در درمان دنبال یک هدف باشید و آن رسیدن به درمان است. ما دو تا ترس داریم ترس مثبت مثال: شخصی تا کنون مصرف نکرده و می داند در مکانی مصرف می کنند چون می ترسد به آنجا وارد نمی شود این ترس مثبت است و ترس منفی مثال:کنگره را دیدم، راهنما را دیدیم و الگوها را مشاهده کردم اما باز می ترسم این می شود ترس منفی.

ترس منفی یا بازدارنده انسان را زمین گیر میکند باید از این ترس خود را رها کرد. کسانی که دچار ترس منفی هستند باید زودتر راه کار بیابند و نگذارند به پایان سفر نزدیک شوند و تازه بخواهند عنوان کنند.چون مجبور به رفتن به مرزبانی و تعهد و... می شوند.رهجو باید یکساله درمان شود.باید درست سفر کرد و کامل به حرف های راهنما عمل کرد.



برگرفته از سخنان استاد در لژیون

نویسنده: مسافر حمید