استاد فرمودند:
وقتی کلمه جهان بینی به گوشتان می خورد دچار ترس و اضطراب نشوید، جهان بینی پیچیده هست اما آقای مهندس امین به صورت خیلی ساده و قابل فهم و کاربردی آن را بیان فرموده اند.باید آن را کاربردی کرد.گاهی من می دانم یک کاری بد می باشد اما قدرت عمل کردن را ندارم و نمی توانم جلوی آن کار را بگیرم،برخی از رهجوها جهان بینی را خیلی خوب توضیح می دهند اما متأسفانه نمی توانند آن را کاربردی کنند.حفظ کردن مطالب بدون عمل به آن بی فایده است.فردی که بعد از ده ماه یا چهار ماه گریز می زند این به خاطر پایین بودن جهان بینی است.وقتی شربت می خوری دیگر کشیدن مواد برایت حرام است و اگر جهان بینی را بتواند افزایش دهد می تواند خوب را از بد تشخیص دهد.رهجویی که گریز می زند مشکل جسمی ندارد و روانی هم نمی باشد پس مشکل در نوع اندیشه او است.

چطور اندیشه کردن یعنی جهان بینی،گریز زدن یعنی من هنوز دنبال نشئگی هستم و هنوز نمی دانم در کنگره دنبال چه هستم!
فردی که مواد مصرف می کند تفکر افیونی دارد.مثال:فرد مصرف کننده با یک نفر سالم وارد سوپر مارکت می شوند تا مربا خریداری نمایند،فرد سالم داخل شیشه و نوع مربا را می بیند اما فرد مصرف کننده فقط نوع شیشه را می بیند که آیا برای مصرف مواد به درد می خورد یا نه؟این می شود تفکر افیونی.کسی هم که درمان می شود مانند فرد سالم محتویات شیشه را بررسی می کند چون دارای اندیشه سالم هست.تا به حال شده که از خود سوال کنید چرا مصرف کننده مواد شده اید؟زغال خوب و رفیق بد و خانواده فقیر و... چرا فردی دکتر یا مهندس می شود و یک فرد دیگر مصرف کننده؟ جواب این سوال فقط بلد نبودن قوانین زندگی می باشد،اگر قوانین زندگی را بلد بودیم مصرف کننده نمی شدیم.اگر از یک دکتر سوال کنید چرا دکتر شدی جواب می دهد به خاطر زحمات شبانه روزی خودم اما اگر از یک مصرف کننده بپرسی چرا مصرف کننده شدی جواب می دهد:خانواده - جامعه - رفیق بد و... همه مقصر هستند جز خود او، تا زمانی هم که نتواند مسئولیت اعتیاد خود را قبول کند به درمان نمی رسد.هنگامی که درحال سفر می باشید باید به شربت به چشم دارو نگاه کنید. برای اینکه خوب متوجه شوید پیش خود تصور کنید ترازویی دارید در یک طرف آن نئشگی را بگذارید و در طرف دیگر آن چیزهایی که از دست می دهید و یک بار دیگر در یک طرف ترازو درمان را بگذارید و در طرف دیگر چیزهایی که به دست می آورید و خودتان قضاوت کنید چقدر تفاوت دارد پس با عزم و ایمان راسخ رو به درمان بیاورید.شیطان فقط می تواند دعوت کند اما دخل و تصرفی روی اختیار کسی ندارد،این خود فرد است که قبول میکند.
برای مثال :یکی از بزرگان در خواب دید شیطان آمده و مقداری زنجیر و طناب دارد از شیطان پرسید این زنجیر بزرگ برای کیست گفت برای عالمی مثل تو، من تورا باید به سختی به طرف خودم بکشم،پرسید این طناب برای کیست گفت فلانی فرد مصرف کننده ای هم بود گفت برای من چه داری؟ شیطان گفت:تو خودت می آیی و نیاز به کشیدن نداری! حال وسوسه شاید در ذهن جرقه بزند اما کسی که جهانبینی بالایی دارد سریعاً متوجه می شود و رد می کند.بدلیل اینست که اندیشه اش سالم شده است.سعی کنید راحت به دعوت شیطان بله نگویید.تا یک پنجم دانایی بالا نرود یک پنجم از مواد کاهش نمی یابد.اگر کسی به جلسه نیاید دچار مشکل می شود،اگر کسی به جلسه بیاید اما آموزش ها را عملی نکند دچار مشکل می شود.


برگرفته از سخنان کمک راهنمای گرامی آقای علیرضا کاظمیان در لژیون