در ابتدا هر یک از مسافران پیرامون سی دی دانایی مردمان کنفرانس دادند ، سپس در ادامه استاد فرمودند:
در ابتدا آقای مهندس مثال کسی را که در حال خوابیده آب می خورد را زد که یک نفر به او می گوید اینطور آب نخور عقلت کم می شود و او می گوید عقل چیست ؟ فرد در جواب می گوید راحت باش و هر چقدر می خواهی آب بخور.یعنی اینکه اگر کسی خودش را به نفهمی زد کاری به کارش نداشته باش.در قدیم می گفتند کاش دانایی نداشتیم آنها که چیزی نمی فهمند راحت ترند اما این اشتباه است.

گاهی همراه دانایی یک مقدار انسان درد هم متحمل می شود اما این درد هم برایش خوب است و باعث ترقی او می شود.کسی که نمی فهمد را می گویند کره خر به دنیا آمد و خر از دنیا رفت و در آن دنیا هم شبیه خر محشور می شود،پس دانایی در هر حالتی به نفع انسان است.کسی که خواب هست را می شود بیدار کرد اما انسانی که خود را به خواب زد به هیچ وجه نمی شود بیدارش کرد.در زمان مصرف ما به دلیل جهل بسیار به خانواده و اجتماع لطمه وارد آورده ایم حال باید با بدست آوردن دانایی سعی کنیم آنها را جبران کنیم.گاهی فرد با یک خطای کوچک در رانندگی به خود می آید، اما برخی افراد هم باید تصادف سختی انجام دهند تا به خود آیند.هرچند که متأسفانه گاهی هیچ گاه به خود نمی آیند و یک اشتباه را بارها تکرار می کنند.تمام این سی دی ها برای بیدار کردن ما است سعی کنید با دقت گوش دهید و پیام ها را دریافت کنید.
دانایی به سواد ، لباس و... نیست بلکه دانایی به انسانی اندیشیدن است.همه می دانند دروغ بد است ولی انجام می دهند این مهم نیست که بدانی ، وقتی مهم است که دانایی در حد توانایی عمل باشد.من رهجوی تحصیل کرده داشته ام که خراب کرده است اما بی سوادی هم بوده که بسیار خوب سفر کرده است البته این قانون نیست اما می خواهم بدانید دانایی موثر به سواد نیست.سواد تنها یک ابزار است.سعی کنید اگر در سفر دچار مشکلی می شوید سریع به راهنما مراجعه کنید نگذارید کار از کار بگذرد.
خطر در همه جا هست.کسانی که کنگره هم نیستند امکان خطر برایشان هست، اما وحشت داشتن تصورات غلط ذهنی است.ممکن است خطر از جانب شیطان باشد (چون شیطان به راحتی اجازه رها شدن از ضد ارزش را نمی دهد)ممکن است امتحان الهی باشد(نیروهای الهی هم می خواهند ببینند به راستی قصد دل کندن از ضد ارزش را داری یا نه)ممکن هم هست دستاورد اعمال خود فرد باشد.مثال:رهجو در اوایل سفر بسیار مرتب می آید چرا؟ چون شیطان می گوید این بارها قصد ترک داشته اما مرد عمل نیست! ولی وقتی دو یا سه پله عوض کرد شیطان هم می بیند نه این بار فرق دارد و می خواهد درمان شود. دست به کار می شود و از راه وسوسه و... سعی می کند فرد را از کنگره دور کند که در این مواقع فرد باید هوشیار باشد.گاهی شیطان حریف خود مسافر نمی شود و سراغ همسفر او می رود،تا چند وقت پیش که مصرف کننده بود هیچ کاری به او نداشت حالا که قصد درمان کرده،تازه همسفر یادش می افتد ما خانه نداریم ،طلا نداریم و.. اینها کار شیطان هست و برای همین هم می گویند همسفران آموزش ببینند.
مثال وحشت:فردی بسیار خوب سفر می کند اما همین که به پله 0.3 فکر می کند دچار وحشت می شود این تصور اشتباه ذهن است این فکر را باید رها کرد فعلاً که حال خوش داری را دریاب مطمئن باش آن وحشت کاذب است.
برای هر چیزی باید تلاش کرد که آن را حفظ کرد،رهایی مهم است اما باید آن را حفظ کرد و الا از دستت می رود.برای همین هم می گویند در سفر دوم به کنگره بیایید، خدمت بگیریدو...
اما شعر ملا احمد نراقی:
آنکس که بداند و بخواهد که بداند     خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند        اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند        با کوزه آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند        لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند     جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند       در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند     حیف است چنین جانوری زنده بماند

برگرفته از سخنان کمک راهنمای گرامی آقای علیرضا کاظمیان در لژیون