استاد فرمودند:
درمان سرطان حقیقت است چون بوده و هست و خواهد بود اما اگر ما هنوز نمی دانیم به علت پیدا نشدن علم آن است.درمان اعتیاد هم یک حقیقت است.در کنگره پنج درصد درمان اعتیاد است و نود و پنج درصد جهان بینی است.باید تلاش کنید جهان بینی بالایی پیدا کنید.تا به حال فکر کرده اید که چرا یک راهنما یا ایجنت بعد از سفر اول به کنگره می آید؟چون فهمیده است این راه،راه درستی است و او را به سر منزل مقصود می رساند.

برخی از افراد درک درستی از درمان ندارند و پس از مدتی گریز می زنند.بگذارید با مثالی توضیح دهم :فکر کنید شهری دچار بمباران شده است و پس از آتش بس مردم شروع به بازسازی شهر می کنند اما ناگهان دشمن موشکی به این شهر شلیک می کند و همه دستاورد مردم از بین می رود.این دقیقا در شهر وجودی فرد اتفاق می افتد پس از سالها تخریب سیستم ایکس با روش دی اس تی در حال بازسازی است اما با یک بار گریز تمام این بازسازی تخریب می شود و فرد به نقطه اول بر می گردد.خیلی از افراد خواهان رهایی از دام اعتیاد هستند اما چون راه را بلد نیستند و راه درست را پیدا نمی کنند نه تنها رها نمی شوند بلکه گاهی جان خود را هم در راه اشتباه از دست می دهند.نه تنها برای رهایی از اعتیاد بلکه برای حل تمامی مشکلات باید راه را درست انتخاب کرد تا به نتیجه رسید.خیلی از افراد فکر کردند که راه درست درمان را یافته اند اما در نهایت شکست خوردند.برای باز کردن هر قفلی به کلید آن نیاز است.همانطور که برای رفتن از اصفهان به شیراز نیاز به دانستن راه است برای درمان اعتیاد هم شناخت راه ضروری است.در این وادی می گوید همیشه قفل سازان بسیار و کلید سازان اندکند.یعنی افراد گمراه کننده بشتر از افراد هدایت کننده هستند و همینطور که وادی می گوید همیشه کوتاهترین راه بهترین راه نیست.این وادی انسانها را به صورت فرضی به دو گروه تقسیم می نماید: 1- انسان های خردمند   2- انسان های کم خرد



برگرفته از سخنان کمک راهنمای گرامی آقای علیرضا کاظمیان در لژیون