در ابتدا هر یک از اعضاء لژیون در مورد سی دی به صورت خلاصه کنفرانس دادند و در ادامه استاد فرمودند:
محبت به حرف و زبان و پول نیست،محبت را نمی توان خرید مثال اگر کسی واقعاً عاشق کسی باشد هر چقدر هم به او پول بدهند دست از معشوق خود بر نمی دارد.محبت اگر واقعی باشد هیچ اهمیتی به پول و سایر امکانات فرد ندارد.حتی گاهی پدر می گوید بچه دارم برای اینکه عصای دستم هنگام پیری باشد این محبت قراردادی است اما محبت خدا به انسان محبت واقعی است.محبت راهنما به رهجو محبت واقعی است چون هیچ چشم داشتی در قبال این محبت ندارد.نیرویی که باعث می شود رهجو به کنگره علاقه مند شود نیروی عشق و محبت است.مصرف کننده ای که عشق و محبت واقعی را در کنگره پیدا نکنند هیچ کجای دیگر هم نمی توانند پیدا کنند و به درمان برسند.یکی از مشکلات ما در جامعه اینست که برخی از پدران و مادران نمی دانند چه وقت و چطور به فرزند خود محبت کنند.گاهی پدر فکر می کند به فرزندش خدمت می کند و به او می گوید بیا کنار خودم مصرف کن و بیرون نرو.فکر مادر دلسوخته را نمی کند که تا دیروز فقط خودش را تحمل می کرده است اما از امروز سوختن فرزند را هم باید ببیند.به جای اینکه خودش درمان شود و فرزند خود را هم تشویق به درمان کند،او را تشویق به مصرف می کند.

اگر در منزل پدری به فرزند خود محبت نکند فرزند بیرون از منزل دنبال محبت می گردد. زن در منزل همه زحمات را متحمل می شود و چشم انتظار شوهر می ماند تا او وارد منزل شود و به او ابراز محبت کند.گاهی یک خدا قوت گفتن و یا یک شاخه گل دادن بنیان زندگی را محکم می کند.باید محبت کرد تا محبت دید.با زور نمی توان به کسی گفت مرا دوست داشته باش.محبت واقعی نمی شود تا نا خالصیهای این ظرف را دور بریزید چون آقای مهندس در این سی دی می فرماید:انسان ها مانند ظرف می باشند.باید کینه - نفرت - دشمنی-غیبت و... را دور بریزید تا محبت واقعی را لمس کنید.باید تزکیه و پالایش کنید و برای تزکیه و پالایش هم نیاز به آموزش مفید و تجربه مفید دارد.این هنر نیست که در مکانی باشی که هیچ کس دیگری نیست و بگویی من اختیار چشمم را دارم وقتی هنر است که چشم ببیند اما دل طلب نکند.هدف  از خلقت ما آموزش و خدمت می باشد که این هم با محبت به دست می آید.نیرو های نظامی همیشه در حال آموزش و تمرین هستند اینجا هم برای درمان باید مرتب آموزش دید و برای تمرین هم باید خدمت کرد تا به هدف رسید.


برگرفته از سخنان کمک راهنمای گرامی آقای علیرضا کاظمیان در لژیون