استاد فرمودند:

گاهی مشکلات برای ارتقاء انسان هست و جهت آزمایش او و برخی از مشکلات هم هست که نتیجه اعمال انسان می باشد.باید کسانی که به رهایی می رسند زکات رهایی را پرداخت کنند،پیش خود فکر کنید اگر کنگره نبود کجا به درمان می رسیدید؟حال برای گسترش کنگره چکار کرده اید؟ چقدر درماه پول مواد می دادید آیا حالا هم قانون یازدهم را رعایت می کنید؟به طور متوسط هزینه یک فرد برای درمانش نزدیک به یازده میلیون تومان می شود چقدر از این پول را به زمین کنگره یاری رسانده است؟ البته کنگره به کمک هیچ کس احتیاج ندارد و اگر کسی کاری می کند برای خودش انجام می دهد.مثال:


دو نفر عالم در راهی به پیرمرد تندرستی برخورد کردند یکی از آنها گفت این خواب راحتی دارد و دیگری گفت تغذیه اش خوب است خلاصه به او رسیدند و بعد از احوالپرسی گفتند شما هنگام خواب ریشت زیر پتو هست یا روی پتو پیرمرد گفت نمی دانم،شب شد پیرمرد زمانی ریش را زیر پتو و زمانی روی پتو می گذاشت و تا صبح نخوابید بعد از چند روز به آن دو نفر رسید در حالی که رنگ زردی داشت گفتند چطوری ؟ گفت دیگر از آن شب به بعد زندگی راحتی ندارم و خواب هم ندارم مدام به فکر ریشم هستم.این مثال را زدم که بدانید خواب راحت آرامش می خواهد شاید پول آسایش بیاورد اما آرامش نمی آورد.خیلی از ما عمرمان را جهت گرد آوری مال به هدر می دهیم اما باید بدانیم مال جهت آسایش عمر است و نه عمر بهر گردآوری مال.اگر خداوند به شما وسعت رزق داده است باید به نحو مطلوب از آن استفاده کنید و بدانید هر چه اینجا کاشته اید در جهان دیگر برداشت می کنید.شیطان درمقابل انسان سجده نکرد و مطرود شد ما چند بار در روز به خاطر پول – ماشین – شهوت و... به غیر خدا سجده می کنیم!قبلاً هم این موضوع را گفته ام تمام مشکلات ما در زندگی از بی خدایی است.

راه فسق و فجور مثل زهر می باشد در جام طلا اما راه تقوا و خیر مثل آب زلالی است در کوزه گلی.افراد گاهی فکر می کنند از راه فسق و فجور زودتر به خواسته هایشان می رسند مثال:ما مواد مصرف می کردیم که بشتر کار کنیم اما پس از مدتی کلاً از کار افتاده می شدیم و دیگر توان کار قبل از مصرف را هم نداشتیم.مثال برای راه خیر:کارگری سر کار می رود تا انتهای کار مزدی نمی گیرد پس از اتمام کار به او مزد پرداخت می شود.فرق  راه خیر و شر هم همین است شیطان ابتدا مزد را می دهد و بعد با سودش پس می گیرد اما راه خیر ابتدا شاید مشکل باشد اما در پایان پاداش نیکو می دهد حتی چند برابر کار انجام شده.

نمی شود یک مرتبه تمامی ضد ارزش ها را دور ریخت بلکه با آگاهی و آموزش باید کم کم از آنها فاصله گرفت همچنین نمی توان یک ضد ارزش را ترک کرد اما یکی دیگر را نگه داشت.نمی شود فرد دروغ بگوید اما غیبت نکند باید همه را با هم با تکرار و تمرین و به مرور زمان رها کرد.


برگرفته از سخنان کمک راهنمای گرامی آقای علیرضا کاظمیان در لژیون