استاد فرمودند:
این جلسه می خواهم به مشکلات یا سوالاتی که دارید پاسخ بدهم،خواهش میکنم هرکس یک سوال مطرح کند.
مسافر حمید: علت اینکه می گویند سه تا شش ماه از رهایی بگذرد تا بتوانید خدمتی انجام دهید، چیست؟
استاد:اکثر افراد هنگام رهایی دچار شور می شوند و می خواهند خدمت کنند اما پس از گذشت مدتی این شور فروکش می کند و خدمت را نیمه کاره رها می کنند،این علتی است که می گویند مدتی صبر کن تا دوران نقاهت تمام شود بعد تصمیم بگیر می خواهی خدمت کنی یا نه؟
همچنین مسافر وقتی به پله 0.8 می رسد می گوید سریع تر مرا به 0.3 برسان این هم شور است گر چه خود فرد ممکن است متوجه نباشد ولی راهنما این مطلب را درک می کند و پله او را طبق پروتکل کم می کند.من هم برای همین می گویم سعی کنید شور به شعور تبدیل شود.فرد می خواهد در کنگره خدمت کند می گوید این خدمت ها با کار من هماهنگی ندارد،این ها بهانه است کسی که بخواهد خدمت کند وقتش را تنظیم می کند.شما برای درمان یا تعادل خود چه قیمتی را حاضرید پرداخت نمایید؟آیا آموزش گرفتن و رسیدن به تعادل ارزش خدمت کردن را ندارد؟خداوند لیاقت خدمت به بندگانش را به همه کس نمی دهد.اگر فردی به عنوان مثال قصد خدمت در اوتی را دارد نمی تواند به آنها بگوید من این ساعت می آیم بلکه خودش را باید با زمان اوتی سازگار کند.هر کس هر خدمتی می کند به خودش می کند و منتی سر کسی ندارد.آقای مهندس می فرماید اگر کسی حداقل دین خود به کنگره را می خواهد ادا کند باید پنج نفر را به درمان برساند.گاهی من به رهجویی می گویم خدمت نگهبان نظم را قبول نکن چون حال رهجوی خود را می دانم و درک می کنم که این خدمت برای او زود است.البته توجه کنید این که یک سفر اولی بخواهد پیام کنگره را به فرد مصرف کننده برساند خدمت نیست بلکه خیانت است،مرز بین خدمت و خیانت بسیار باریک است و باید متوجه باشید.اگر فردی خوب سفر کند خود به خود رفتار و گفتار و اندیشه او تغییر می کند و اطرافیان متوجه این تغییر خواهند شد و دیگر نیاز به دادن پیام ندارد.ارتباط دو سفر اولی هم با هم اشتباه است چون از همدیگر ضربه می خورند.
مسافر علی:من قبلا شب ها سیگار نمی کشیدم اما از زمانی که دارویم به یک سی سی رسیده است نیمه شب بیدار می شوم و تا سیگار نکشم نمی خوابم علت چیست؟
استاد:این که می گویی تا نکشم نمی خوابم تلقین است و سیگار کشیدن در طول شب بسیار مضر می باشد.از این به بعد به خودت بگو من شب بیدار شدم یک لیوان آب میخورم تا بخوابم.یکی از علت های کشیدن سیگار میزان بالای نئشگی فرد است که معمولاً در هفته سوم و آخر پله بیشتر است.
مسافر منصور:من گاهی شربتم کم می شود چون یک بار نتوانستم نامه را به کلینیک ببرم؟
استاد:من از تنها چیزی که بدم می آید بی نظمی است.آیا زمان مصرف پیش می آمد که مواد را از ساقی نگیرید یا کم بیاورید و دنبالش نروید؟پس چرا وقتی نوبت درمان می رسد برای شربت خود اهمیت قائل نمی شوید.رهجویی می گوید من شربت گرفتم ریخت چه کنم؟باز هم مثال زمان مصرف را می زنم آن هنگامی که مواد خود را می گرفتید آیا پیش می آمد که گم کنید به صد روش ممکن آن را نگهداری می کردید پس چرا شربت باید بریزد!
مسافر رضا:من زیاد عطسه می کنم و گاهی هم بدنم درد دارد علت چیست؟ما اینجا پزشک نداریم اما تا جایی که من اطلاع دارم عطسه بسیار مفید است و ممکن هست آلرژی فصلی باشد.اما اگر اذیت شدی به پزشک مراجعه کن.اما راجع به بدنت به دلیل بی تحرکی است که دچار مشکل شده ای و یکی از دلایلی که مهندس می فرماید:در کنگره هر فردی باید یک رشته ورزشی داشته باشد همین است.
مسافر محمد رضا: من صبح ها از نظر عصبی بهم ریخته می شوم علت چیست؟
استاد:بهم ریختگی دست خودت هست سعی کن وادی نهم را مطالعه کنی و حتماً سی دی آن را گوش بده.
مسافر رسول:من می دانم کنگره و راه آن صحیح است اما پس از مدتی فراموش می کنم و گول شیطان را می خورم علت چیست؟
استاد:یکی از حقه های نفس فراموشی می باشد.در این مدتی که به کنگره آمدی ببین آیا کنگره برایت خوب بوده یا بد بوده است اگر بد بود که ادامه نده، اما اگر خوب بود با اطمینان کامل فرمانبردار باش.سعی کنید گذشته خود را فراموش نکنید اما در گذشته هم نمانید چون صفت گذشته در انسان صادق نیست.برخی از افراد در گذشته گیر می کنند و همیشه دچار رنج هستند برخی هم مدام فکر آینده هستند و هیچگاه از زندگی لذت نمی برند.سعی کنید در حال زندگی کنید و گذشته را فراموش نکنید و برای آینده هم برنامه ریزی داشته باشید.
مسافر سعید:چرا حالا که ما در مسیر درمان هستیم و دیگر از مواد ضربه نمی خوریم برخی ضد ارزش های دیگر که قبلاًضعیف بوده اند حالا قوی شده اند؟
استاد:هر چه انسان در مسیر تزکیه و پالایش قدم بردارد تیر های صادره از طرف شیطان قوی تر می شوند این را بدانید ما همیشه با شیطان در حال جنگیم و حتماً نباید با مواد منحرف شویم از هر راهی که بتواند می خواهد جلوی تکامل ما را بگیرد.

برگرفته از سخنان کمک راهنمای گرامی آقای علیرضا کاظمیان در لژیون